تماس از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ شب

تماس با تلفن ثابت از تمام کشور 9099071613

banner

صدای مشاور تحصیلی

مشاوره تحصیلی تلفنی

مشاوره تحصیلی تلفنی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی

علائم پايين بودن عزت نفس در کودکان


تاریخ :    ۱۳۹۲/۱۱/۱۴     بازدید :    ۷۹۸

عزت نفس کودک به خودي خود کم يا زياد نيست و شبيه ابر لايه لايه اي است که روزانه تغيير شکل و شدت مي دهد و با خلق و خوي هر کودک و ميزان آگاهي وي نسبت به محيط زندگي اش و نيز طرز فکر مردم اطراف او فرق مي کند.

زندگي هاي روزمره کودکان پر از موفقيت و شکست است. زماني که در امتحان ديکته موفق مي شوند بي نظيرند، اما اگر فراموش کنند تکليف علوم خود را بنويسند، سرزنش مي شوند و صدها نمونه ديگر، چون کودکان به ندرت مي توانند بين مسائل جزئي و مهم به ندرت تفاوت قائل شوند و موفقيت هاي بزرگتر نمي توانند شکست هاي کم اهميتشان را جبران کنند.

عزت نفس شامل احساسات، باورها و آرزوهاي پيچيده کودک براساس مهارت هاي در حال تغيير وي در تأثير متقابل و نفوذ به دنياي اطرافش است.

چون عزت نفس بسيار پيچيده، و ارزيابي آن بسيار پردردسر و دشوار است، در زير فهرستي در مورد علائم امکان پايين بودن عزت نفس در کودکان ارائه شده است. اين علائم به والدين مي آموزد که اگر کودکي عزت نفس اندک داشته باشد، چگونه رفتار مي کند و چه طرز فکري خواهد داشت.

کودکاني که عزت نفس اندکي دارند درخانه چنين رفتارهايي از خود بروز مي دهند:

1 - آرزو دارد کس ديگري باشد.

نلسون (1367): کودکي که دائم دوست دارد شخص ديگري باشد، معمولاً بيش از حد خيال پرداز است و آرزو دارد که کوچک تر شده و از مسئوليت هاي بزرگسالي خلاصي يابد.

2 - احساس بي ارزش بودن مي کند.

اين احساس زماني به وجود مي آيد که کودک نسبت به جلب توجه ديگران اميد کمي به خود دارد، در نتيجه به ندرت در جستجوي توجه ديگران است.

3 - اغلب به هنگام برخورد با وظايفِ مشکل يا جديد، گريه مي کند.

بعضي از کودکان هنگام روبه رو شدن با وظايف دشوار، صبور نيستند و دائم مضطرب اند که چگونه آنها را انجام دهند و به همين دليل به شدت اشک مي ريزند.

4 - از خود به طور منفي ياد مي کند.

کودکان در هنگام صحبت در مورد توانايي هايشان غلو مي کنند و اکثر والدين به شنيدن اين حرف ها عادت دارند

اما کودکي که عرت نفس اندکي دارد ممکن است بگويد که از خودش بيزار است يا اي کاش مرده بود.

5- بيشتر کودکان آنقدر از نظر انرژي اشباع شده اند که به نظر مي آيد در حال انفجارند.

اما کودکي که احساس درماندگي مي کند، نشانه اي از تلاش در او ديده نمي شود.

6 - نمي تواند ابهام را تحمل کند.

وقتي که کودکي به قوت تشخيص خود اعتمادي ندارد مي خواهد که هر چيزي را برايش چندين و چندبار توضيح دهند. اگر موضوعي به اندازه کافي واضح نباشد، باور نمي کند که بتواند آن را درک کند و نگران پيامدهاي سوء تعبير خود مي شود.

7 - خود ويرانگر است.

بعضي از کودکان از خود بيزارند و حتي ممکن است به خودشان آسيب برسانند و اين کار را معمولاً با گاز گرفتن يا خراشيدن خود شروع مي کنند.

8 - از نظر ظاهر، سر و وضع مرتبي ندارد.

البته اين مسئله در مورد کودکاني که مسائل زيادي براي فکر کردن دارند رايج است.

اما مي تواند علامتي باشد نسبت به اينکه کودک از فکر کردن و توجه به ظاهر خود لذتي نمي برد.

9 - تصميم گيري برايش مشکل است.

اين علامت ديگري است که نشان مي دهد کودک به قوه تشخيص خود ايمان ندارد و نگران پيامد انتخابش است و در تصميم گيري مشکل پيدا مي کند.

10 - نسبت به آينده اش بدبين است.

وقتي که کودکتان با بيحوصلگي و نااميدي از آينده اش سخن مي گويد بايد نگران شويد.

بعضي از کودکان چون آينده شان را چندان پربار نمي بينند، اهميتي نمي دهند که بعدها چه اتفاقي بيفتد.

کودکي که اعتماد به نفس اندکي دارد در بين کودکان ديگر بعضي از رفتارهاي زير را از خود نشان مي دهد:

11 - به کودکان کوچکتر و ضعيف تر از خود زور مي گويد.

کودکي که احساس ضعف مي کند و به سبب عدم اعتماد به نفس نااميد است، سعي مي کند با ترساندن بچه هاي ديگر، مخصوصا آنهايي که ترسو هستند، احساس قدرت کند يا لااقل بدين ترتيب شخص ديگري را در ترس خود شريک کند.

12 - ستيزه جواست.

معمولاً بعضي از دوستان هم سن وسال گاهي نسبت به يکديگر پرخاشگرند، اما اگر کودکي به طور دائمي پرخاشگري داشته باشد نگران کننده است، چون او بدين طريق نشان مي دهد که از هم سن وسال هايش به طور کلي بيزار است. کودکي که به طور کلي ديگر کودکان را از خود مي راند احتمالاً مي ترسد که ديگران او را نپذيرند.

13 - در برخورد با بزرگسالان قوي تر يا همسن و سال هاي تازه وارد، اعتماد به نفس ندارد.

کمرويي در کودکان رايج است و به طبيعتي که با آنان متولد مي شوند ارتباط دارد، ولي اگر کودکي با ديدن هر غريبه اي يخ مي زند، نشان دهنده اين است که مي ترسد اشخاص تازه وارد او را بد يا نالايق تصور کنند.

14 - درک ديدگاه هاي ديگران برايش مشکل است.

روي هم رفته کودکان، تفکرات و احساسات ديگران را سريع درک مي کنند، اما اگر کودکي معتقد باشد که نمي تواند ديگران را بفهمد يا در اين زمينه تلاش کمي کند.

 توانايي درک سريع او تحليل مي رود و اگر عزت نفس کودک اندک باشد ديگر براي درک احساسات ديگران تلاش نمي کند.

15 - بيش از حد به عقايد افراد مقتدر يا هم سن و سال هاي با اقتدار تکيه مي کند.

کودکي که به خود اعتمادي ندارد با قادر به ابتکار نيست، پيرو عقايد اشخاصي است که با اعتماد به نفس اند.

16 - معلومات عمومي کمي دارد

کودکي که عزت نفس اندکي دارد، فکر مي کند که نسبت به ديگران از جذابيت کمتري برخوردار است و به اين سبب، افکار خود را ابراز نمي کند و بر اين باور است که عقايد و احساساتش براي ديگران اهميتي ندارد و کسي علاقه مند به شنيدن آنها نيست.

17 - نقش رهبري را نمي پذيرد.

کودکاني که عزت نفس اندکي دارند، اغلب معتقدند که در سازمان دهي ديگران و يا تصميم گيري ناتوان اند.

18 - به ندرت داوطلب مي شود.

کودکي که احساس مي کند بعيد است کاري را کامل يا به طور رضايت بخش انجام دهد، در هيچ کاري شرکت نمي کند.

19 - اغلب از اجتماع دوري مي کند.

کودکي که عزت نفس اندکي دارد، نمي داند که چگونه توجه ديگران را به خود جلب کند و اين توجه را حفظ کند.به همين علت از کودکان ديگر دوري مي کند و زماني هم که تلاش مي کند وارد گروهي شود، بسيار ناشيانه عمل مي کند و تلاشش  بي فايده مي ماند.

20 - هم سالانش به ندرت او را انتخاب مي کنند.

کودکي که به ندرت داوطلب مي شود و از تفکرات و احساساتش کمتر سخن مي گويد و عقايدش را ابراز نمي کند، در بازي و کارهاي مشارکتي به ندرت انتخاب مي شود.

او از بودن با ديگران هرگز لذتي نمي برد و به ندرت مي تواند بر فکر گروه تأثير بگذارد و بدين ترتيب عدم اعتماد به نفسش شدت مي يابد.

21 - دم دمي مزاج است.

وقتي کودکي به قوه تشخيص خود اعتماد ندارد، کفّ نفس مناسب را از دست داده و رفتار متناقضي از خود نشان مي دهد، مثلاً در زمين بازي خيلي ساکت است اما وقتي در کلاس است با سر و صدا کردن توجه معلم را به خود جلب مي کند چرا که مي داند مي تواند اين کار را انجام دهد.

22 - مطيع است.

هنگامي که کودکي نسبت به ارزش خود بي اطلاع است، به راحتي تسليم هوس ها و دستورات ديگران مي شود.

23 - با پز دادن، توجه ها را به سمت خود جلب مي کند.

از آنجا که عزت نفس ِ اندک، انواع بسيار متفاوتي دارد، مسلماً به طور متناقضي نيز بروز مي کند. بعضي از کودکان فکر مي کنند بي ارزشند و از خود چيزي ندارند که اظهار نمايند، آن گاه در تلاش اند که با پز دادن توجه ديگران را به خود جلب کنند.

24 - به ندرت مي خندد يا لبخند مي زند.

هدف از تنظيم اين فهرست به صدا در آوردن زنگ خطر به گونه اي نيست که والدين را نگران کند بلکه مقصود هوشيار کردن آنها نسبت به رفتار کودکان شان است.

25 -از هم سن و سال هاي خودش با اهانت ياد مي کند.

کودکي که نمي تواند تأييد ديگران را به دست آورد براي اين که رنج خود را کاهش دهد، ديگران را سرزنش مي کند. مثلاً مي گويد فلان کودک بي ادب و کثيف است، يا نق مي زند، يا احمق واقعي يا کودن است.

26 - تابع اميال آني خود است.

کودکي که به خود ا عتماد ندارد، بي اندازه نگران است که نتواند کاري را به خوبي انجام دهد و اغلب بدون فکر عمل مي کند.

27 - حواسش زود پرت مي شود و زمان قدرت تمرکزش کوتاه است.

اين ويژگي از آنجا ناشي مي شود که کودک فکر مي کند نمي تواند کار دشواري را انجام دهد و به محض اين که به قسمت دشوار کار مي رسد توجه و تمرکز او از بين مي رود. اگر مطلبي را که مي خواند زود درک نکند، يا به سرعت نتواند مسئله رياضي را حل کند دچار حواس پرتي مي شود.

28 - در محيط هاي جديد و ناآشنا دچار اضطراب شديدي مي شود.

بعضي از کودکان که از عزت نفس اندکي برخوردارند در محيط هاي آشنا خوب عمل مي کنند، چون احساس مي کنند کسي از آنها کاري خارج از توانشان نمي خواهد، اما وقتي که محيط تغيير مي کند بي اندازه نگران مي شوند و مي ترسند که انجام دادن کارهاي متفاوتي را از آنها بخواهند. 29- انگيزه تلاش را از دست مي دهد.

29- وقتي کودکي فکر مي کند که هرگز موفق نمي شود، دليلي براي تلاش کردن نمي يابد و تصور مي کند که باز در نهايت بيچاره و درمانده است.

30 - به طور کلي پشتکارش را از دست مي دهد.

هر کسي که فکر کند شانس نسبتاً خوبي دارد، مي تواند کاري را تا آخر ادامه دهد اما کساني که عزت نفس اندکي دارند اين احتمال را مي دهند که در کارشان شکست خواهند خورد.

31 - از الگوهاي فکري ثابتي پيروي مي کند.

کودکي که به خود اعتماد ندارد فکر مي کند که نمي تواند واکنش هاي ديگران را درک کند، بنابراين گرفتار يک سري الگوهاي فکري ثابت مي شود از قبيل: من بايد خوب و آرام باشم و مثلاً حتي اگر معلم در تلاش باشد که بچه ها را تشويق کند نمايشي بازي کنند او واکنشي از خود بروز نمي دهد.

 

32 – توانايي هايش را بي اندازه دست کم مي گيرد يا در باره شان غلو مي کند.

بعضي مواقع کودکي که داراي عزت نفس اندکي است درباره توانايي هايش غلو مي کند که اين عمل حالت تدافعي رايجي است.

او قادر به روبه رو شدن با توانايي هاي واقعي اش نيست پس به دنيايي تخيلي قدم مي گذارد و بدين ترتيب احساس بي کفايتي اش را جبران مي کند.

33 - موفقيت را در نتيجه تأثير چيزي خارج از وجود خود مي داند.

مثلاً اگر امتحاني را خوب دهد يا در مسابقه اي برنده شود، دليل موفقيتش را آسان بودن امتحان يا خوش شانسي مي داند.

34 - شکست را در نتيجه تأثير عمل شخص خود مي داند.

کودکي که اعتماد به نفس اندکي دارد، شکست را نتيجه مستقيم بي استعدادي و بي ذکاوتي خود مي داند و معتقد است درس را نمي فهمد يا احمق است.

35 - هر نوع شکست، حتي شکست جزئي را مهم تلقي مي کند.

36 - مستقل کارکردن برايش دشوار است.

کودک با عزت نفس اندک، چون ابتکار عمل ندارد به هم سن و سال هاي مستبد يا کودکان تواناي بزرگ تر از خود متکي مي شود و دوست دارد که ديگران به او بگويند چه کاري انجام دهد.

38 - کم سؤال مي کند.


سوالات و نظرات خود را با ما درمیان بگذارید
 
نام *
 
ایمیل *
 
پیام شما *
سوال امنیتی جمع اعداد 4 و 9
 
   

سوالات کاربران
printerنسخه قابل چاپ
انتخاب رشته حضوری

نرخ مشاوره %30 ارزانتر از بقیه