تماس از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ شب

تماس با تلفن ثابت از تمام کشور 9099071613

banner

صدای مشاور تحصیلی

مشاوره تحصیلی تلفنی

مشاوره تحصیلی تلفنی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی

فرایند یادگیری در دانش آموزان تیز هوش


تاریخ :    ۱۳۹۴/۱۱/۲۹     بازدید :    ۴۷۵

فرایند یادگیری در دانش آموزان تیز هوش

 

"سامانه صدای مشاور تحصیلی"

مشاوره دهنده تخصصی دانش آموزی

برای تماس با مشاورین ما تنها با تلفن ثابت و بدون گفتن کد، با شماره های 9099071613   تماس بگیرید.

تماس از 8 صبح تا 12 شب

حتی ایام تعطیل

 

 

فرایند یادگیری در دانش آموزان تیز هوش

 

 

یادگیری را می توان از دو نظر بررسی  کرد و با هوش  ارتباط  داد. یکی  رابطه هوش با  سرعت یادگیری است ، یعنی  آیا  کسی  که با هوش  است مطالب را سریعتر و بهتر می آموزد. دیگر ارتباط هوش با سطح پیچیدگی یادگیری است.  

پژوهش ها نشان  می دهند  که هوش  با هر دو جنبه یادگیری ارتباط  نسبتا“ نزدیکی دارد. شخص باهوش،چنانچه از انگیزش   کافی   برای   یادگیری برخوردار باشد و از ناراحتی جسمی  و روانی  رنج  نبرد  فهم مطالب  را زودتر،بهترو بیشتر می آموزد.

عوامل  زیادی به  جزهوش ، در یادگیری   دخالت دارند که به  بعضی از آنها مانند انگیزش ، سلامت جسمی و روانی و ساخت شخصیت می توان اشاره کرد . یک عامل دیگر پشتکارفرد دریادگیری است که  با  انگیزش  ارتباط  دارد  ولی  مترادف  با آن نیست .

 شخص ممکن است انگیزش  کافی  برای یادگیری داشته باشد ولی ازپشتکارخوب برخوردار نباشد. اما پشتکار زیاد  معمولا“ با  انگیزش  کافی همراه است.

وقتی ادعا می کنیم که فرزند باهوش زودتروبهتر یاد می گیرد منظور این است  که  در شرایط مساوی روانی، تربیتی و محیطی ، افراد با هوش،از نظریادگیری،موفقترازافراد کم هوش هستند .

افراد   تیزهوش  معمولا“  کمتر  دیگران  را عصبانی می کنند. گزافه گویی ، دروغ گویی و بازیهای خطرناک را کمتر می پسندند. اعتماد به نفس استقلال فکری، حس همکاری ،احترام به دیگران ،دوراندیشی،تدبیر واحتیاط و 000 در آنان دیده می شود.

اینان کمترازهمسنهای خود به کارهای خلاف دست  می زنند. کمتربه اغفال دیگران می پردازند و حتی در شرایط  دشوار صداقت  و تعهد  خود  را حفظ می کنند و بهتر از دیگران از افکار و اعمال خود استفاده می کنند .

به طور کلی  تیزهوشان  اغلب  شادمان  و مورد  علاقه دیگران میباشند.اغلب آنها ازنظرعاطفی با ثبات و متکی به نفس هستند ودربرابر اختلالات عصبی و روانی کمتر از کودکان معمولی آسیب پذیرند .

اغلب تصورمیشود کسانی که با هوشترین هستند،بهترین نیزمی باشند. بعبارت دیگر فکر می کنیم  که  صفات  اخلاقی  همانند انصاف ، شرافت ،  محبت  و  عدالت  با تیزهوشی همراه هستند.

با این حال این  حقیقت را  باید مد نظر داشت که افراد مستعد ونابغه نیزمیتوانند از نبوغشان در کارهای جنایی استفاده کنند .

لازم  به  توضیح است  که در بین افراد نابغه تفاوت های زیادی وجود دارد ونمی توان همه آنها را یکسان دانست .معمولا“ افراد تیزهوش ازنظررفتارهای اخلاقی ازافراد معمولی برتر هستند .

اکثراین  کودکان در سنین اولیه  به مفاهیم انتزاعی خوب وبد ،  درست و نادرست ، عدالت وظلم،علاقه مند می شوند.

فرد نابغه ای که اصول اخلاقی را رعایت نمی کند جنبه استثنایی دارد ونمی تواند آن را یک امر کلی تلقی کرد و تعمیم داد.

یک تصور عمومی و دایمی اما نادرست در باره افراد تیزهوش به ویژه آنانی که در هنر سر آمد هستند ، این است  که آنها  در برابر بیماریهای روانی آسیب پذیرند. این فکر که جنون با  نبوغ  همراه است ، موردی  بوده است که رهایی ازآن کارساده ای نمی باشد .

فروید  تصور می کرد  که هنرمندان به علت تضادهای ناخودآگاه از دنیای واقعی گریزانند.

مک نیف  اعتقاد  دارد که خلق آثار خلاق به وسیله افراد پسیکوتیک را باید ازنظر منطقی نشانه  بهداشت  عاطفی و نه  بیماری عاطفی دانست.

این  تصور که افراد  نابغه  از نظر اجتماعی و عاطفی نابهنجارند درست نمی باشد.

نظریه وی که اکنون بسیار نادرست تلقی می شود به قرار زیر است .

فراوانی نوابغ درمیان دیوانگان ودیوانگان در میان نوابغ  این حقیقت  را روشن می کند  که سرنوشت ملتها غالبا“ در دست  دیوانگان بوده  است و نشان می دهد  که دیوانگان چگونه توانسته اند  تا به این حد به پیشرفت بشریت خدمت کنند .

دلیل اشتباه بودن نظریه وی  یکی این است که وی نمونه ای غیر معمولی از افراد تیزهوش را  مورد مشاهده  قرار داده است . دیگر این که  اشتباه  او در مشاهده هایش نیست بلکه  سعی  کرده است آنرا به گروه وسیعتری تعمیم دهد.

ترمن  نشان  داد  که  تقریبا“80   درصد  از افراد تیزهوش سازگاری رضایت بخشی داشته اند . حدود 15درصد ناسازگاری خفیف و فقط  5درصد ناسازگاری  شدید نشان داده اند . میزان بزهکاری در میان افرادتیزهوش بسیارکمتر از جمعیت عادی بوده است .

افراد  تیزهوش  از  لحاظ   رشد  جسمانی، انرژی  عضلانی  و زیبایی نسبت  به افراد عادی جامعه وضع بهتری دارند.سرعت در عمل ، مقاومت  در برابر خستگی ، انرژی قابل توجه درفعالیتهای جسمی در این افراد تقریبا“همیشه ازهمسالان آنان بهتر است .

رشد  بدنی  کودکان  تیزهوش  به طور  متوسط بیشترازکودکان معمولی است .ازنظر قد و وزن بلندتر و سنگین تر از حد متوسط  هستند . کمتر بیمار می شوند  و میزان نقص حسی، پوسیدگی دندان، ضعف عمومی،سوءتغذیه و000 در آنان کمتر است .

کودکان  تیزهوش معمولا“ از زیبایی و جذابیت بیشتری برخوردار هستند .

تیزهوشان  اکثرا“ رابطه ای  خوب و مثبت  با افراد پیرامون خود برقرار می کنند . این گونه دانش آموزان  بیشتر به  عنوان رهبران کلاس و مدرسه انتخاب می شوند .

تیزهوشان نسبت به مسایل اخلاقی و اجتماعی حساس هستند و مشکلاتی از قبیل  فقر و رنج دیگران ، بی عدالتی و رفتار غیر انسانی آنان   را به شدت ناراحت و متاثر می کند .

تنن باوم کوششهایی برای شناسایی  عوامل مهم درمحبوبیت اجتماعی تیزهوشان در یک مدرسه متوسطه  شهری  انجام  داد   وی  دریافت  که استعداد تحصیلی از نظر اجتماعی نه  به خودی خود قبول است و نه مردود،بلکه عوامل دیگری در این  مورد  دخیل  هستند  مانند  فعالیت های ورزشی و ساعی بودن در تحصیل

معمولا“وقتی کودکی را تیزهوش می نامیم که بر کودکان  هم  سن خود برتری  داشته باشد . اما  واژه  برتری  نیز نیازمند  توصیف است.

از این رو متوجه می شویم که  مشخص کردن کودک تیزهوش با مشکلاتی همراه می باشد . اگرکودکی ازچند درصد کودکان همسن و سال خود  در فراگیری درس خاصی توانایی بیشتر نشان داد توانش بالای اورا می پذیریم.

وکودکی را توانمند و با هوش می دانیم که علاوه بر داشتن بهره هوشی بالا،از ابتکار،خلاقیت،ذوق،کنجکاوی، سرعت عمل  نیز  برخوردار  باشد  و در  حل مشکلات  توانایی  بیشتری  داشته باشد وازخود زودرسی استعداد نشان دهد.

گرچه بهره هوشی به تنهایی نمی تواند نمایانگر استعداد  کودک باشد  می توان از آن  به عنوان اولین قدم و مهمترین عامل در شناخت این گونه کودکان استفاده کرد .

برخی متخصصان که بهره هوشی را به عنوان تنها  عامل  قبول  ندارند  روی   قدرت  خلاقه و ابتکار در انجام  پروژه ها  ، توانایی در حل مشکلات تکیه می کنند .

 

 

 


سوالات و نظرات خود را با ما درمیان بگذارید
 
نام *
 
ایمیل *
 
پیام شما *
سوال امنیتی جمع اعداد 2 و 9
 
   

سوالات کاربران
printerنسخه قابل چاپ
انتخاب رشته حضوری

نرخ مشاوره %30 ارزانتر از بقیه