تماس از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ شب

تماس با تلفن ثابت از تمام کشور 9099071613

banner

صدای مشاور تحصیلی

مشاوره تحصیلی تلفنی

مشاوره تحصیلی تلفنی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی

امید یا ناامیدی


تاریخ :    ۱۳۹۳/۱۰/۲۹     بازدید :    ۱۱۰۸

امید یا ناامیدی

 

"سامانه صدای مشاور تحصیلی"

 

مشاوره دهنده تخصصی

 

برای تماس با مشاورین ما تنها با تلفن ثابت و بدون گرفتن کد، با شماره  9099071613  تماس بگیرید.

 

تماس از 8 صبح تا 12 شب

 

حتی ایام تعطیل

 

 

 

امید یا ناامیدی

اگر قبول کنیم پس از مشاهده و تجربه ی رنج های گوناگون در زندگی ، انسان بخواهد همّ خویش را مصروف کاهش رنج بکند و بنای زندگی خود را بر کاهش رنج بگذارد و از این طریق ، این کاهش رنج ، مطلوب نهایی او شده و زندگی اش را معنا دار کند ، بهتر نیست از امید به نا امیدی وارد شود؟

 

بگذارید برای فهم بهتر این پرسش ، معنای امید را با هم بکاویم تا مشخص شود چرا می پرسم  برای زندگی آدمی ، امید کاراتر و بهتر است یا ناامیدی؟  : " امید داشتن یعنی اشتیاق در عین عدم بهره مندی ، ندانستن و نتوانستن"  عدم بهره مندی ، زیرا هرگز به چیزی امید نداریم مگر اینکه آن را نداشته باشیم؛ ندانستن، زیرا امید همیشه متضمن نوعی جهل درباره تحقق اهدافی ست که به دنبالشان هستیم؛ نتوانستن ، زیرا هیچ کس به چیزی که تحققش بدیهی به نظر برسد ، امید ندارد.* طبق این تعریف و توضیح می توان گفت ، امید نه فقط تنشی منفی در ما ایجاد می کند بلکه سبب می شود حال حاضر را هم از دست بدهیم . وقتی دلمشغول آینده ی بهتری هستیم ، فراموش می کنیم یگانه زندگی ای که ارزش زیستن دارد، زندگی ایست که اینجا و اکنون در برابر دیدگان ما قرار دارد. به تعبیر ضرب المثل تبّتی ، لحظه ی حال و شخصی که روبرویم قرار دارد، همواره مهمتر از چیزهای دیگر است. به این تعبیر ، امید در پس ِ خود رنجی را به همراه خواهد آورد و زمان حال را نیز در سودای آینده ی بهتر که ممکن است با حضور مرگ ، هیچ گاه تحقق نیابد ( البته اگر آن آینده ، چیزی از سنخ باور به معاد نباشد ) از بین خواهد برد.  حال اگر بگوییم که مطلوب اصلی و مقدّم در زندگی هر شخص ، کاهش رنج است ، باید بگوییم برای این کار ، شخص باید از امید به نا امیدی برسد و در جایی سکنی کند که دل به چیزی نبندد و امید خود را از هر آینده ی مطلوبی قطع کند تا رسیدن و نرسیدن به آن و قرب و بعدش ، آزارش ندهد. این همان آموزه ی بوداییست که " کنش ِ بی خواهش را توصیه می کند " و فرد را دعوت به بی تمنایی و ناامید شدن از هر آنچه در پیش روی اوست می کند. این اندیشه به ما می آموزد که تنها راه خروج از این چرخه ی رنج ، از بین بردن توهمات من ، و در نهایت از بین بردن خود من  از طریق از بین بردن تمناها و آرزوهای آن است  و در نتیجه ، کسی که به این مرحله از کمال برسد ، به عدم می پیوندد و اگر نرسید در  تناسخی دیگر ، باز هم مقدمات رسیدن به این مرحله را طی می کند.

 

مطالب مطح شده در بند بالا ، چندان بی ربط و بی معنی نیست و باید بگویم ، اتفاقا بسیار تامل برانگیز و مهم است اما به نظرم دو ایراد بر آنها وارد است :

1. عارفی که در طلب رسیدن به مرحله ی بی تمناییست ، تمنایی دارد و آن تمنا رسیدن به بی تمنایی و بریدن ِ امید است و این تناقضی حل ناشدنیست. کسی که می کوشد با بریدن امید خود از هر آنچه در پیش روی اوست ، به آرامش برسد ، خود او امیدی در سر دارد. امید به این که به ناامیدی برسد.چیزی که امروز آن را ندارد ، به تحققش علم ندارد و  تحققش نیز بدیهی نیست.

2. آیا همواره وقتی زندگی معنا دار می شود ، از رنج آن کاسته می شود ؟ بدین معنی که تناسبی بین کاهش رنج و معنا داری برقرار  است؟ به گمانم چنین نیست. برخی مواقع و اگر نگویم اغلب مواقع ، معنا داری زندگی در گرو خریدن بهره ای از رنج بر خود است ؛ رنجی که البته چون در خدمت دست یافتن به معنایی آن را متحمل می شویم ، برایمان تحمل پذیر و به تعبیر دیگر معنادار است. بنابراین در بسیاری از مواقع ، لازم نیست با بریدن امید خود ، زندگی را معنا دار کنیم. در بسیاری مواقع ، آن معنایی که در طلبش هستیم ، به میزان رنجی که برایش می کشیم ، ارزشمند است ؛ یعنی هرچه رنج بیشتری بکشیم  آن معنا ارزشمند تر است.

 

البته ممکن است بگویید آنکه معناداری را در کاهش رنج می داند و هدف محوری ای که برای زندگی خویش برگزیده ، کاهش رنج است  از این طریق زندگی اش را معنا دار می کند و نقد دوم شما وارد نیست ، می گویم : آری ، این نقد به آن وارد نیست ، اما در مورد آن می توان گفت که طلب کاهش رنج به عنوان هدف محوری که طبق فرض با بریدن امید حاصل می شود ، خود ش امیدیست که گاه قرب و بعد به آن ( مخصوصا با توجه به ساختار تراژیک عالم ) می تواند متضمن رنج هایی از سنخی متفاوت باشد.

با تمام اینها ، هرچند مایلم بپذیرم که امید با تمام رنجهایش ، بر ناامیدی و دل کندن ترجیح دارد ، اما از آن سو نیز وسوسه ای مرا به سوی بی تمنایی می کشاند تا از آن طریق از بازی رنج ها خارج شوم. گمانم بر این است که هر دو سوی این قضیه تناقضات و مشکلاتی را در پی دارند اما  باز هم  در دفاع از امید می توان گفت :

امیدواری تلاش برای جستن معنا را زنده نگه می دارد اما نا امیدی صورت مسئله ی معنا را پاک می کند. نا امیدی در پی از بین بردن سوژه ی دارای تمایل ( و به طور کلی سوژه ) است ، در حالی که امید ، سوژه رابارور می سازد و به زندگی و  تلاشش برای یافتن معنا جهت می دهد، علاوه بر اینکه امید متضمن شادی و رضایت نیز هست که این دو از مهمترین مطلوب های روانشناختی ما آدمیان  هستند .

 


سوالات و نظرات خود را با ما درمیان بگذارید
 
نام *
 
ایمیل *
 
پیام شما *
سوال امنیتی جمع اعداد 8 و 7
 
   

سوالات کاربران
printerنسخه قابل چاپ
انتخاب رشته حضوری

نرخ مشاوره %30 ارزانتر از بقیه