تماس از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ شب
تماس با تلفن ثابت از تمام کشور 9099071613
تعداد شرکت کنندگان کنکور 1400 به تفکیک سهمیه
تاریخ اعلام نتایج اولیه کنکور 1400 - نتایج کنکور ۱۴۰۰ کی میاد؟
انتخاب رشته حضوری کنکور سراسری و آزاد 1400
اگر کدرهگیری کنکور سراسری 1400 را گم کنم چی میشه
اگر شماره پرونده کنکور سراسری 1400 را گم کرده باشم چه کنم
کارنامه سبز کنکور 1400 را از چه سایتی میتوان دریافت کرد ؟
زمان دریافت کارت ورود به جلسه کنکور سراسری 1400 - 1401
جدول زمانبندی برگزاری کنکور سراسری 1400
چرا سهمیه کنکور اعمال نشده است
با کدوم رشته میشه راحت تر فرهنگیان قبول شد؟
براي رهايي از جزمهاي فكري كه بر عرصه تعليم و تربيت حاکم است يا به عبارت ديگر براي تغيير زيست جهان سنتي به مدرن، گسترش عقلانيت ارتباطي و گسترش تفكر انتقادي به عنوان دو راه حل عمده مطرح هستند. بعداز توضيح مختصر زيست جهان به آن دو راه حل پرداخته می شود.
زيست جهان:
جامعه متشکل از دو جنبه يا دو جزء است:
يکي زيست جهان است که زير لايه وپايه کنش ارتباطي است آن جزء ديگر هم نظام (اجتماعي) است که پايه کنش ابزاري و استراتژيک است.
دوم زيست جهان زير لايهاي است که عمل ارتباطي در آن جاي گير شده است و به عنوان افقي که در آن كنشهاي ارتباطي همواره از پيش در جريان هستند. هابرماس از جهان اجتماعي - فرهنگي گرداگردمان به عنوان زيست جهان ياد کرده است. آدمها به گونهاي واقعي زندگي ميكنند،کار ميكنند، انتخاب ميكنند و روابط اجتماعي برقرار ميكنند.
زيست جهان متشکل از مجموعهاي از اعتقادات مشترک زمينهاي در باره جهان،جامعه و غيره است که اعضاي جامعه آن را مسلم ميدانند. زيست جهان، مجموعهاي از تفسيرها و تأويلهاي پذيرفته شدهاي است که فرآيندهاي رسيدن به توافق و تفاهمي را که اجزاي تشکيل دهنده عمل ارتباطي هستند تسهيل ميکند و شکل ميدهند.همان گونه که هابرماس ميگويد، زبان و فرهنگ براي زيست جهان جنبه سازهاي بنيادين دارند. عاملان ارتباطي هميشه در افق و در محدوده زيست جهان خود حرکت ميكنند. آنها نميتوانند از اين محدوده پا بيرون بگذارند. ساختارهاي زيست جهان هستند که صورتهاي ممکن ذهني ودرک و تفاهم را مقرر ميكنند.
جهان زيست زير بناي جهانبيني و مجموعهاي از تعاريف و مفاهيم پذيرفته شده جهان است که به اعمال و روابط روزانه ما انسجام و جهت ميبخشد. رابطه زيست جهان با جهانبيني، مثل رابطه ناخودآگاه و خود آگاه در آثار فرويد است. نمي توان از جهان زيست خارج شد و خارج از آن تفکر کرد زيرا جهان زيست حدود افق عمل و آگاهي اجتماعي را تعيين ميکند. ديالکتيک فرآيند فرهنگ و اخلاق و آگاهي از يک سو و عقلانيت اقتصادي و اجتماعي از سوي ديگر، در جهان زيست آشکار ميشود. پس کل تحول جامعه به معناي عقلاني شدن جهان زيست يعني هم فرهنگ و هم ساختار است. با پيشرفت فرآيند عقلاني شدن جهان زيست، ارزيابي انتقادي به تدريج جاي عناصر جزمي و فرهنگ سنتي را ميگيرد و امکان تفاهم عقلاني بيشتر فراهم ميآيد و در نتيجه فرآيند عقلانيت فرهنگي پيش ميرود. البته در قرن بيستم فرايند فرهنگي به علت سلطه قدرت سياسي و اقتصادي، با موانع بزرگي مواجه شده است و تاثير غير عقلاني و سرکوبگر فرآيند عقلانيت ساختاري به پيدايش «آگاهي وفرهنگ ابزاري» انجاميده است.
ويژگيهاي زيست جهان:
-همه کنشگران در عمل ارتباطى،در زيست جهان بسر ميبرند و هيچ كس توانايى خروج از زيست جهان را ندارد.
ـ جهان زيست تحت تاثير كنشهاي ارتباطي قابل تغيير است اين كنشهاي ارتباطي به شکل تفسيرهايي با ويژگيهاي خاص هستند که توان تغيير دادن و عوض کردن زيست جهان را دارند. اين تفسيرها زماني ميتوانند زيست جهان را تغيير دهند که توان ماندگاري و پذيرش در آن را داشته باشند و توسط افراد جامعه پذيرفته و استفاده شوند.
ـ جهان زيست، شامل تفسيرهايي است که اعضاء جامعه آن را به عنوان معرفت پس زمينه، بهصورت پيش فرض گرفتهاند. جهان زيست شبكهاى از پيش فرضهاست كه به گونهاى شهودى به عنوان منبع و مرجع پاره گفتارهاى كنش مفاهمهاى مورد نياز انسان است.
در ادامه راه حلهاي عمده براي تغيير و تحول زيست جهان عرصه تعليم و تربيت ارائه ميشود.
گسترش عقلانيت ارتباطي:
گسترش عقلانيت ارتباطي در عرصة تعليم و تربيت به معناي استفاده از زبان به همراه قدرت استدلال و بحث عقلاني و قوت و توان مجاب كردن عقلاني كنشگران تعليم و تربيت است و به يك معناي هنجاري مبتني بر تفاهم و توافق بر سر هنجارهاي اخلاقي كنش است و افراد را از قشريگري و جمود فكري آزاد ميكند. عقلانيت ارتباطي به معناي استفاده از زبان به همراه قدرت استدلال و بحث عقلاني و قوت و مجاب كردن عقلاني كنشگران، مشاركتي ارتباطي است و به يك معناي هنجاري مبتني بر تفاهم و توافق بر سر هنجارهاي اخلاقي كنش است.
از جمله ويژگيهاي كنشهاي ارتباطي كه موجب تغيير زيست جهان ميشود، عقلانيت است. اساساً عقلانيت، ويژگي جامعة مدرن است و جامعة مدرن در اين مورد با جامعة سنتي كه عقلانيت سنتي بر آن حاكم است، تفاوت دارد. هابرماس براي نشان دادن فرآيند تحول عقلاني شدن بين الاذهاني ارتباطي از مقولة زيست جهان استفاده ميكند. زيست جهان،جهان معنا و عمل ارتباطي و تفاهمي و رابطة ذهني است. درحالي كه سيستم از عناصري چون قدرت و پول شكل مييابد.
عقلانيت ارتباطي بايد از پس ادعاهاي اعتباري كه ذاتاً از قابليت نقد و محك خوردن برخوردارند، برآيند. از آنجا كه در دل هر كنش ارتباطي توضيح خواستن و توجيه كردن زمينههاي عيني كنش، صدق و حقيقت و زمينههاي هنجاري كنش، حقانيت و درستي هنجاري، موجب تعهد اخلاقي و مسئوليت عقلاني كنشگران ارتباطي ميشود. لذا عقلانيت ارتباطي بين الاذهاني حكم ميكند كه طرفين كنش از آزادي، تعهد، مسئوليت و خود مختاري لازم براي انتقاد، دفاع و توجيه ادعاهاي اعتباري برخوردار باشند.
كنش گران ارتباطي نميتوانند از محدودة زيست جهان خود فراتر روند، بلکه یك مبناي عيني و انضمامي براي وصول به هرگونه تفاهم و توافق بايد مفروض و مسلم گرفته شود. در اين باره تحول جامعه شناختي زيست جهانها مورد توجه هابرماس قرار گرفته است. به نظر هابرماس در متن مدرنيته و در جامعة مدرن شكلگيري زيست جهان عقلاني، برخلاف زيست جهان اسطورهاي جهان باستان و امر مقدس در جهان پيشامدرن، حاكي از گسترش اقتدار عقل و به تبع آن عقلانيت ارتباطي براي تأمل و بازنگري عقلاني در مفروضات زيست جهان مدرن است. هابرماس اين تحول را ناشي از الزامات جامعة مدرن ميداند.
گسترش عقلانيت ارتباطي، مسئولان آموزش و پرورش، معلمان و دانش آموزان را در شناخت آسيبهاي تربيتي توانا و آنهارا از اعتقادات جزمي رها ميكند. براساس نظريه كنش ارتباطي مسئولان و معلمان و دانش آموزان و اولياء هنگام برقراري ارتباط با يكديگر بايد ذهن خود را از جزمهاي سركوبگر برهانند.
از جمله معتقدات جزمي كه در آموزش و پرورش كشورمان بوده و متأسفانه هنوز كاملاً از بين نرفته است عبارتند از:
مديريت مداري:
مديريت مداري عبارت از محور قرار دادن مديريت سازمانها از جانب مديران و مسئولان آنها و نيز از جانب مافوقها و مديران عالي سازمانهاي مركزي آنهاست. مديراني كه تواناييهاي خود را براي هدايت منابع انساني در جهت اهداف سازمان و حل مشكلات مربوطه، فراتر از كاركنان مي پندارند و فقط بر خود و مديران ديگر اتكاء ميكنند. مديريت محوري در آموزش و پرورش به اين اعتقاد جزمي منجر ميشود كه نبايد به معلمان و دانش آموزان اعتماد كرد و آنها موظف هستند از دستورات مسئولان اطاعت بكنند وگرنه نظم مدرسه به هم خواهد خورد. با توجه به نظريات هابرماس اين نوع عقلانيت در مديريت، عقلانيت ابزاري محسوب ميشود و چنين مديري از نظر اعتقادات در زيست جهان سنتي بسر ميبرد و چنين مديريتي به فئوداليزه كردن حوزة عمومي ميانجامد.
ارتباط نامناسب معلم با دانشآموز و تنبيه:
معلمي كه به تنبيه دانشآموزان ميپردازد، از يك جزم مهم رنج ميبرد و آن اين است كه او در زمان برقراري ارتباط با دانش آموزان ميپندارد كه از دانش آموز برتر است. چنين جزمي در شكل افراطي آن به صورت رابطة سركوبكننده و تنبيه بدني بارز ميشود. اين در حالي است كه شرايط عمل تفاهمي را برابري، آزادي، عدالت و نبود رابطة سلطهآميز ميباشد. راههاي جلوگيري از چنين حوادث اين است كه در مراكز تربيت معلم و آموزش ضمن خدمت شرايط كنش تفاهمي آموزش داده شود. علاوه بر آن، با تأكيد بر خود انديشي، معلمان را از چنين جزمهايي برهانند يا اولياء دانش آموزي كه ميپندارد تنبيه شدن حق دانشآموز است، - براي اينكه معلم بيشتر از دانش آموز ميداند و اوست كه تشخيص ميدهد تنبيه بكند و يا تشويق كند- در يك جزم فكري به سر ميبرد كه هر چه مربي ميگويد و ميكند درست است، نه آنكه هر چه درست است، مربي ميگويد و ميكند. اين دو البته متفاوتند. در حالت نخست، وقتي تصور بر اين است كه هر چه مربي ميگويد و ميكند درست است، مربي در وراي هر نوع سؤال استقرار مييابد. اما در حالت دوم نظر بر اين است كه هرچه درست است، مربي ميگويد و ميكند(البته در صورتي كه به واقع اين امر اتفاق افتد)، امكان سؤال از افعال و اقوال وي همواره بر قرار خواهد بود و چنين طرز فكري باعث ميشود كه دانشآموزان خود باور داشته باشند كه «چوب معلم گله، هركه نخوره خُله» و چنين تلقيهاي اشتباه باعث ميشود كه اولياء و دانشآموزان در مسائل آموزشي نقش منفعلي داشته باشند و در تصميمگيريها مشاركت نداشته باشند و عقلانيت ابزاري به جاي عقلانيت ارتباطي گسترش پيدا بكند.
خرافه پردازي و قشري گري به جاي عقلانيت ارتباطي در تربيت ديني:
عاملي كه در حوزة دين و تربيت ديني، زمينه را براي خرافه فراهم ميكند، اين است كه در دين، سخن از قدرت لايزال الهي است كه هر كاري را براي خدا ممكن ميكند. وقتي كه مربيان با اين سرمايه، در بازار جهل متربيان، به سودا ميپردازند، كالاي خرافه را توليد ميكنند. خرافه حاصل به كار بستن نابخردانة قدرت لايزال الهي توسط آدمي است. در تربيت ديني راز زدايي را به جاي حق باوري ميپسندد ولي نظريه تحول و تكامل زيست جهان از طريق گسترش عقلانيت ارتباطي ميتواند نقش بسيار مهمي در خرافه زدايي در تربيت ديني داشته باشد. بدين صورت كه مربيان و دانش آموزان اقدام به عقلاني كردن زيست جهان موجود خود كنند.
قشري گري نيز ميتواند يكي از آسيبهاي تربيت ديني مطرح شود. زيرا در زيست جهان افراد قشري نگر نيز عقلانيت نفوذ نكرده است و آنان هم چنان در زيست جهان سنتي به سر ميبرند. مراد از قشري گري و جمود اين است كه افراد را به گونهاي بار آورند كه به رعايت شريعت تمسك جويند؛ اما در فهم منطق آنها نكوشند.به اين ترتيب، افراد نسبت به معيارها و پشتوانههاي شناختي و معرفتي ظواهر شريعت، بصيرتي ندارند و حتي ممكن است دليل هم نخواهند. هنگامي كه جهل با اصرار بر ظواهر همراه شود، دشواري به بار ميآورد. توجه به ظواهر شريعت، بيترديد لازم است، اما فقط بايد آن را از جهل دور كرد و بر بصيرت و فهم مبتني ساخت.
گسترش تفکر انتقادي:
در گذشته به ندرت فكـر ميشد كه ممكـن است بتوان افـراد را متفكر و خلاق بارآورد. اعتقاد همگانـي دربـارة ماهيت تفكراين بود كه اين مشخصات كيفياتي ذاتي و موروثي هستند كه بههيچ وجه امكان كنترل و دخـل و تصرف در آنها وجود ندارد؛ اما نتايج تحقيقات نشان داد كه تفكر، حل مشكل و خلاقيت پديدههاي متـافيـزيكي نيستند، بلكه تفكر، يك واقعيت و پديـدهاي طبيعي است كه تمامي قـوانيـن و نظامها و اصول حاكم بر رفتار انسان در آن نيز صادق است. تفكر رفتـاري يادگرفتني است و بنابراين ميتوان افراد را با فراهم كردن شرايط قابل كنترل، متفكر و خلاق بارآورد.
تفكر انتقادي و خلاق برپاية اطلاعات به تقسيمبندي، تجزيه و تحليـل و كاربرد اطلاعات ميپردازد و برهمين اساس با كشف قوانين علمي و ارائة نظريههاي جديد به روند توليد علم شـدت ميبخشد؛ بنـابراين هدف اصلي تعليم و تربيت امروزه بايد تربيـت انسانهاي متفـكر و خلاق باشـد و امروزه كارشنـاسان و پژوهشگران اتفـاق نظر دارند كه تفكرانتقـادي و خلاق نه فقط بايد يكي از اهـداف تعليم و تربيت باشد بلكه بايد بخش جدا نشدني آموزش در هر مقطعي باشد.
تفكر انتقادي به وضعي اشاره ميكند كه دانش آموز و يا معلم ميتواند مسألة مطرح شده را به خوبي مورد بررسي قرار دهد و نقاط قوت و ضعف،صحت يا صحح بودن آن را برملا كند. تفكر انتقادي تفكري است كه قضاوت و ارزش گذاري را تسهيل ميكند چرا كه بر معياري مبتني است. خودش را نيز اصلاح و تصحيح ميكند و به زمينه و بافت حساس است.اين نكته به صورتي شفاف در ديدگاههاي هابرماس مورد توجه قرار گرفته است و بهرهگيري از ديدگاه وي ميتواند به تقويت اين بعد كمك كند.
بنابراين آنچه اكنون ضرورت دارد، ترويج و آموزش تفكر انتقادي و خلاق در آموزش و پرورش است؛ رسيدن به معرفت آزادي بخش و رهايي بخش را از علائق علوم انتقادي ميداند. زيرا در علوم انتقادي كنشگران تعليم و تربيت ميكوشند از طريق محدود كردن حوزة قدرت و ايدئولوژي و انتقاد از آنها، زيست جهان تعليم و تربيت را از خطر سيستم (بوروكراسي) رهايي بخشند و به بازسازي زيست جهان بپردازند. موفقيت بيشتر در زمينه آموزش تفكر انتقادي بستگي دارد به جوي كه استادان در كلاس درس خود ايجاد ميكنند. شاگردان بايد به آرامي به سوي نقشهاي فعال بحث و گفتوگو و حل مسأله هدايت شوند.
البته نقد بايد دوطرفه باشد و دانش آموزان نيز از جانب معلم مورد نقد قرار بگيرند تا در نهايت استدلال قويتر حاكم بر روابط باشد. اگر موقعيتي نباشد كه در آن رفتار دانش آموز توسط معلم در معرض نقد قرار گيرد، دانش آموز نميتواند يقين داشته باشد كه از يك قاعده پيروي ميكند يا خير. پس معلم بايد نقش دانش آموز را اتخاذ كند و به او نشان دهد كه كجا اشتباه كرده است.
علاقه به توسعه تواناييهاي فكري، پديدهاي نيست كه در عصر حاضر مورد توجه قرار گرفته باشد. چنين علاقهاي در تاريخ تعليم و تربيت ريشه دارد. متأسفانه مدارس امروز، توجه خود را بيشتر به انتقال اطلاعات و حقايق علمي معطوف كرده و از تربيت انسانهاي متفكر و خلاق فاصله گرفتهاند. اين در حالي است كه انسانها به عنوان مخلوقاتي ضعيف در محيطي ناسازگار نياز به پرورش قابليتهاي شناختي خود دارند تا بقاي خويش را تضمين كنند. مؤثرترين شيوه براي كودكان يا بزرگسالان توجه كردن به آن جنبههايي از محيط است كه براي بقا در هر زمان بسيار اساسي است. امروزه بيشتر بزرگسالان از هر نوع تهديدي نسبت به بقايشان تقريباً احساس ايمني ميكنند و به همين علت بر اين باورند كه نياز كمي براي بالابردن سطح آگاهيهاي شناختي خود داشته و ميتوانند با همان سطوح پايين فعاليت شناختي، خوشبخت و موفق زندگي كنند.
در راستاي تلاش براي آموزش عملي تفكر انتقادي، فلسفه براي كودكان و نوجوانان، شايد تازهترين و بزرگترين گامي است كه با هدف تقويت و بالا بردن مهارت استدلال، داوري و قدرت تمييز بر داشته شده است. اين برنامه نمونة روشني از كاربرد فلسفه در تعليم و تربيت است. هدف آن باساير برنامههاي فلسفة كاربردي تفاوت اندكي دارد.اين برنامه نميخواهد موضوعات فلسفي را براي افراد غيرفيلسوف روشن كند و مسائل آن را حل كند، بلكه ميخواهد به شاگردان كمك كند تا خودشان كار فكري انجام دهند و مسائل خود را حل كنند.
لذا در اين قسمت به اين موضوع ميپردازيم:
آموزش فلسفه براي كودكان و نوجوانان:
براي تغيير زيست جهان عرصة تعليم و تربيت بطور عام و تغيير زيست جهان دانش آموزان بطور خاص، يكي از مهمترين رويكردهايي كه در دهههاي اخير مطرح شده است كار فلسفي براي كودكان و يا فلسفه براي كودكان است كه علاقه به اين رويكرد در جهان در حال افزايش است و اين يكي از رويكردهايي است كه ميتواند فضاي لازم را در اختيار هابرماس و نظرية تربيتي ارتباطي براي عملي شدن در نظام تعليم و تربيت قرار دهد.
همانطور كه گفتيم اين برنامه براي پرورش تفكر انتقادي ابداع شده است. بايد توجه كرد كه كودكان به طور طبيعي مجذوب نگرشها و عقايد افراد مهمي كه در كنار آنان زندگي ميكنند ميشوند. ساختارهاي اعتقادي بزرگسالان در عمل به آنان تحميل ميشود و كودكان متكي شدن به اعتقادهاي ديگران را كم كم فرا ميگيرند. اگر قرار است كودكان با ذهني باز و منتقد بار آيند، نبايد قدرت فكري آنان به دست شانس سپرده شود. ما نميتوانيم هميشه درباره هر چيزي فكر كنيم، اما همواره در حال تفكر درباره چيزي هستيم. تفكر ارزشمند، انديشيدن بيشتر درباره يك موضوع است. تفكر انتقادي چگونگي تفكر درباره يك موضوع را شرح ميدهد؛ در نتيجه فراگيري تفكر انتقادي بدين معناست كه افراد ياد بگيرند چه زماني سوال كنند، چگونه سوال كنند و چه سوالاتي بپرسند. افراد ياد بگيرند چگونه استدلال كنند، چه زماني از استدلال استفاده كنند و كد امين روش استدلالي را به كارگيرند.
آنچه فلسفه براي كودكان ناميده ميشود، تلاشي است براي بسط فلسفه، با اين هدف كه بتوان آن را مانند نوعي آموزش به كار برد. اين فلسفه، آموزشي است كه از فلسفه براي واداشتن ذهن كودك به كوشش در جهت پاسخگويي به نياز و اشتياقي كه به معنا دارد، بهره ميبرد. فلسفه براي كودكان با ارائه تعداد زيادي از تمرينها براي يافتن دلايل خوب بر داوريها، كودكان را تحت نوعي آموزش قرار ميدهد كه افق ديد آنها را وسيعتر ميكند. اين برنامه به آنها ياد ميدهد كه چگونه بايد فكر كنند. فلسفه براي كودكان، برنامهاياست كه كودكان مدرسهاي را در تمامي مباحث كلاسي در زمينه موضـوعات فلسفي مشاركت ميدهد. اين برنامه، بهبود تفكر كودكاناز طريق معرفي بسياري از سؤالات بزرگ به آنها و توانا ساختن آنها به بررسي چنين سؤالاتي است. با استفاده از اين برنامه، معلمان، كودكان را به تفكر عميقتر درباره ايدههايي كه پس كار مدرسهاي آنها قرار دارد، تشويق ميكنند.
ما به اندازه کافي کودک را به تفکر مستقل، قضاوت مستقل، مباهات کردن به برداشتهاي شخصي خويش، مباهات کردن به داشتن نوعي ديدگاه در مورد مسائل که او ميتواند آن ديدگاه را خاص خود بداند و راضي بودن به قدرتاستدلال خود تشويق نميکنيم. به محض اينکه کودک نخستين سال تحصيلي خود را شروع کرد بايد سريعاً دراين مورد اقدام کنيم و به بهبود وضع فکري او به عنوان هدفي كه همه حيطههاي يادگيري او را در بر ميگيرد، توجهكنيم. علاوه بر اين خودِ تفکر ( و نه تفکر درباره چيزي) را به عنوان يک موضوع مورد مطالعه به کودکان ارائه دهيم.
يكي از عناصر اصلي برنامه فلسفه براي كودكان حلقة كندوكاو است. اين روش، روشي تفكر بر انگيز است و قابليت نقادي و خود انتقادي را در دانش آموزان ميپروراند و آنها را بسوي خود اصلاحي سوق ميدهد. اين برنامهها آنها را ترغيب ميكند تا خودشان براي زندگي خودشان فكر كنند و اجازه ندهند كه ديگران به جاي آنها و براي آنها فكر كنند.
مهارتهايي كه در حلقة كندوكاو رشد ميكنند عبارتند از:
- دليل و شاهد خواستن از ديگران براي ادعاهايي كه دارند: افرادي كه ادعاهاي معطوف به واقعيتي را ارائه ميكنند، بايد آمادة آن باشند كه شواهدي حاكي از واقع براي حمايت از ادعايشان بياورند يا دست كم بدانند چگونه ميتوان به آن شواهد دست يافت.
- بهره بردن از ايدههاي سايرين: اين كه افراد به انديشهها و ايدههاي خود تكيه نداشته باشند بلكه به قابل استفاده بودن ايدههاي سايرين و تقويت آنها نظر داشته باشند.
- پذيرش انتقادهاي موجه: آنهايي كه ذهني پذيرا دارند، از اين كه دربارة انديشههاي خود حالت تدافعي داشته باشند، اجتناب ميكنند. آنان براي آراي خود دليل ارائه ميدهند، اما در همان حال ارزش انتقاد سازنده را قبول دارند.
- استقبال از شنيدن جنبههاي ديگر موضوع مورد بررسي: بيتعصب بودن در اين جا همان منصف يا عادل بودن است؛ يعني ارادة اين كه جنبههاي ديگر يا آراي متفاوت ديگر دربارة موضوع شرح داده شوند.
- محترم شمردن ديگران به عنوان يك شخص: در حلقههاي كندوكاو فرد به ديگران به عنوان اشخاص احترام ميگذارد. فرد انتقادهاي منفي شخص مقابل را فقط به يك استدلال منحصر ميداند، نه شخصي كه استدلال را ارائه ميدهد.
- حمايت و پشتيباني از عقايد با استفاده از دلايل متقاعد كننده: براي اينكه يك عقيده رضايت بخش باشد، فرد ميپذيرد كه استدلالي ارائه دهد تا آن عقيده را موجه سازد. اين به معناي فراهم آوردن دلايلي است كه قوي و مرتبط با موضوع هستند.
- اخذ استنتاجهاي متناسب تاجايي كه ممكن است: فرد تلاش ميكند،استنتاجهايي اخذ كند كه با قواعد صدق در تعارض نباشد.
با توجه به مطالبي كه ارائه شد، مشاهده ميكنيم كه روش كار فلسفي با كودكان و نوجوانان با نظريههاي مطرح شده ازهابرماس همخواني دارد. با كمي دقت به راحتي ميتوان دغدغهها و پيش فرضهاي مطرح شده توسط هابرماس در نظرية كنش ارتباطي، اخلاق گفتوگويي و حتي ارتباط بين الاذهاني را در اين شيوه يافت، لذا به نظر ميرسد كار فلسفي با كودكان ميتواند به عنوان روشي جديد زمينه ساز عملي شدن ديدگاههاي نظري هابرماس در قلمرو تربيت اخلاقي شود.
SH
لینک های مرتبط
نسخه قابل چاپ
موضوعات سایت
آزمون نظام مهندسی
کارشناسی پیوسته- کاردانی به کارشناسی
علمی کاربردی
کنکور
انتخاب رشته
تیزهوشان
مدارس نمونه دولتی
المپیاد
کاردانی پیوسته
اخبار مدارس
پیام نور
پردیس بین الملل
دانشگاه مجازی
پذیرش بدون کنکور
مشاوره دانشگاهی
اعلام نتایج آزمون ها
زبان های خارجی
محصولات آموزشی
دانلود نمونه سوالات
نظام ارزشیابی مدارک تحصیلی دانشگاه های خارجی
معرفی رشته های دانشگاهی در ایران
معرفی کتب برتر
کارشناسی ارشد
ثبت نام آزمون نمونه دولتی
بدون کنکور دانشگاه آزاد
علمی - پژوهشی
ثبت نام بدون کنکور دانشگاه غیر انتفاعی
دانش آموزی
MBA مدیریت
مقاله ISI
نمونه سولات امتحان نهایی سوم دبیرستان
منابع آزمونها
اخبار دانشگاهی
مدیریت کسب و کار
اخبار تکمیلی
اخبارعلمی
علمی- آموزشی
مقالات
جشنواره علمی- سمینار همایش
معرفی دانشگاه ها
کارشناسی
آموزش و پرورش
دانلود فایل
آموزشی و رفع اشکال تلفنی دروس
صدای مشاور
وبلاگ
صدای مشاور تحصیلی
مرکز مشاوره تحصیلی آموزشی و تلفنی
مشاوره تخصصی درتمامی زمینه های/ کنکورسراسری/ بدون کنکور/آزمون کارشناسی ارشد/ آزمون دکتری / تیزهوشان / نمونه دولتی / تحصیل در خارج/نظام مهندسی / دانشگاه آزاد / دانشگاه پیام نور / دانشگاه غیرانتفاعی /9099071613
تمامی حقوق این وبسایت محفوظ بوده و متعلق به سامانه مشاوره تحصیلی میباشد.
طراحی سایت و بهینه سازی توسط شرکت طراحی پرتو
نرخ مشاوره %30 ارزانتر از بقیه
















سوالات و نظرات خود را با ما درمیان بگذارید
سوالات کاربران