تماس از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ شب

تماس با تلفن ثابت از تمام کشور 9099071613

banner

صدای مشاور تحصیلی

مشاوره تحصیلی تلفنی

مشاوره تحصیلی تلفنی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی

دغدغه کنکور, رویای ناتمام جوانان


تاریخ :    ۱۳۹۲/۲/۱۸     بازدید :    ۲۰۹۸

کنکور را عده ای غول خفته در انتهای راه مدرسه می نامند، برخی آن را گذرگاهی تنگ برای ورود به دانشگاه می دانند. کسانی هم کنکور را به قیف وارونه ای تشبیه کرده اند که داوطلبان به سختی از دهانه باریک آن می گذرند و پس از عبور از این دهانه باریک همه گشایش است و فراخی... 

دغدغه کنکور,  رویای ناتمام جوانان

مهم نیست که شما با چه تدبیری وارد دانشگاه می شوی و از چه مایه استعداد و بضاعت علمی بهره برداری. دانشجو مطمئناً دوره لیسانس را ولو با دو سه ترم تاخیر به پایان می رساند و موفق به اخذ دانشنامه می شود. اگر در دولتشهرهای یونان باستان از دوره کودکی به کودکان رموز سلحشوری و جنگاوری می آموختند تا در جوانی تبدیل به رزم آورانی بی باک شوند و در میدان های جنگ دلاوری خود را به نمایش بگذارند خانواده های ایرانی، فرزندان خود را از همان کودکی برای مصاف کنکور آماده می کنند.
گذشت آن سال هایی که دانش آموزان فقط سال آخر کمی سختی می کشیدند. حالا دیگر دوره آمادگی برای کنکور بسیار طولانی شده است. عده ای از خانواده ها از دوره راهنمایی با ثبت نام فرزندشان در مدارس خاص و استفاده از معلم خصوصی به استقبال کنکور می روند. کسانی هم معتقدند که از همان کلاس اول دبستان با برنامه ریزی های خاص باید برای شرکت در این آزمون سرنوشت ساز آماده شد. افراد دیگر خانواده و به خصوص مادران در تحمل این ریاضت با فرزندان خود شریکند. در یک مهمانی خانوادگی بحث شیرین جوانان و درس خواندن بچه ها نقل مجلس تعدادی مرد و زن چهل تا پنجاه ساله است. آقای بابایی می گوید: «امسال خیالمان راحت است. با پارتی بازی سارا جان را در مدرسه... ثبت نام کردیم.» خانم امین زاده حرف او را قطع می کند: «چقدر شهریه دادید؟» آقای بابایی با خونسردی می گوید: «چهار و پانصد.» منظور او چهار میلیون و پانصد هزار تومان است. او معتقد است که با این کار رتبه سه رقمی کنکور سارا را تضمین کرده است. هما خانم که دختر شش ساله اش را در یک مدرسه دوزبانه ثبت نام کرده و ۵/۱ میلیون تومان شهریه پرداخته است، نگران است که آیا بهتر نبود بچه اش را در مدرسه... که به بچه ها فشار بیشتری می آورند، نام نویسی می کرد. آقای میرزایی اظهارنظر می کند: «ما در ایران زندگی می کنیم. بچه ها باید خرخوان و سخت کوش بار بیایند تا بتوانند وارد دانشگاه شوند.» این حکایت بخشی از جامعه شهرنشین ایران است.
آنهایی که به طبقه متوسط معروفند؛ مدیران عالی رتبه دولتی، مهندس و پیمانکاران، صاحبان صنایع و مدیران و متخصصان بخش خدمات. که اکثراً ساکنان دامنه های البرز تا سعادت آباد و شهرک غربند. اما طبقه متوسط در شهرهای ایران چهره دیگری هم دارد:طبقه متوسط فرهنگی که بیشتر آنها کارمند دولت و یا استخدام بخش خصوصی هستند. اینها برای تامین آتیه درخشان فرزندانشان باید کمربندها را محکم ببندند و برای پرداخت شهریه مدارس خاص، تفریح و مهمانی و مسافرت و خرید لوازم خانگی را بر خود حرام می کنند. برای قبولی در کنکور استعداد و هوش لازم است، اما کافی نیست. سخت کوشی، حفظ کردن کتاب های درسی، و کندوکاو در گوشه و کنار کتاب های درسی لازم است، اما کافی نیست. فهمیدن درس و مسئله لازم است، اما کافی نیست. کنکور به صورت یک رشته خدماتی تخصصی و پیچیده درآمده است تا جایی که عده ای آن را صنعت می نامند. علاوه بر همه آن چیزهایی که گفته شد برای قبولی در دانشگاه باید به تکنولوژی کنکور مجهز شد. پاسخ دادن به تست های چهارجوابی یک تکنیک است. تکنیکی که در انحصار برخی مدارس خاص، برخی آموزشگاه ها و برخی دبیران است.
چند صد دبیرستان و مجتمع آموزشی، صدها آموزشگاه رسمی و غیررسمی و چند هزار گروه آموزش غیررسمی و هزاران معلم خصوصی بازاری را شکل داده اند به نام بازار فروش خدمات آموزشی. گردش مالی این بخش را سالانه ۵۰۰ میلیارد تومان تخمین می زنند. کتاب های کمک آموزشی پرفروش ترین کتاب ها در کتابفروشی ها است و طبق معمول دولت و دستگاه های مسئول برای گردانندگان این بازار خط و نشان می کشند و خواستار محو و نابودی آن هستند، غافل از آنکه این بازار تا زمانی که مشتری دانسته باشد به حیات نیمه رسمی خود ادامه می دهد. و اگر سختگیری ها زیاد شود بازار خدمات آموزشی نیز مثل بازار سایر کالاها و خدمات کمیاب، زیرزمینی می شود.

آموزش و پرورش وابسته:

 چند روز پیش استاندار همدان در یک سخنرانی از کیفیت پایین آموزش در این استان گلایه کرده بود و به عنوان دلیل تعداد کم قبولی های این استان در کنکور دانشگاه ها را ذکر کرده بود. واقعیت این است که تمام برنامه های آموزش و پرورش به ویژه در دوره متوسطه به شدت متاثر از کنکور است. مدارس غیرانتفاعی برای جلب مشتری عکس و رتبه قبولی های خود را در ویترین مدرسه نصب می کنند و معمولاً موفقیت هر مدرسه با میزان دانش آموزان پذیرفته شده در کنکور سنجیده می شود. صاحب نظران مسائل تعلیم و تربیت مهم ترین هدف مدرسه را آموزش مهارت های زندگی به کودکان و نوجوانان می دانند.
ژاکوب اتالی تربیت شهروند آگاه به قانون و حقوق و وظایف اجتماعی و دارای توانایی زندگی اجتماعی و عضویت در نهادهای اجتماعی را مهم ترین اهداف آموزش و پرورش نوین می داند. مسئولان آموزش و پرورش ایران بعد از انقلاب مهم ترین وظیفه آموزش و پرورش را تربیت دینی و اخلاقی دانش آموزان می دانند. اما غول کنکور بی اعتنا به این شعارها، اهداف و وظایف خاصی را به آموزش و پرورش دیکته می کند. هادی خانیکی از صاحب نظران مسائل فرهنگی در جلسه ای می گفت: «زمان تربیت به قول جوان های امروز بچه مثبت هایی که هیچ چیز جز درس خواندن نمی دانند، سپری شده است.» اما واقعیت چیز دیگری است. گل های سرسبد آموزش و پرورش ایران که مایه فخر مسئولان، خانواده ها و معلمان و مربیانند همین بچه مثبت هایی هستند که در کودکی به شیوه پیران فقط سر در کتاب و جزوه دارند. بچه هایی که هرگز دوره کودکی و نوجوانی را همچون همسالان خود در کشورهای توسعه یافته تجربه نمی کنند. و دغدغه کودکی آنها به جای بازی و ورزش و تفریح و معاشرت با همسالان، حل مسائل بغرنج ریاضی و فیزیک و شیمی... است. گلادیاتورهایی که در میادین علمی جهانی برای ما افتخار می آفرینند.
و حتی تیم ریاضی ایران در المپیادهای جهانی رتبه دوم و یا سوم کسب می کند و بچه های باغیرت ایرانی مدال های طلا و نقره المپیادهای را درو می کنند. همه ما در این خلسه سکر آور غوطه می خوریم که: «بلی رتبه علمی ما در جهان بین دو سه کشور اول است.» اما حضور در المپیادها راهی است کوتاه و مطمئن برای ورود به دانشگاه های معتبر کشور. داستان المپیادهای علمی همان حکایت کنکور است به شکلی زودرس. هم اکنون گروهی از زبده ترین صاحب نظران و کارشناسان آموزش و پرورش مشغول تدوین سند ملی آموزش و پرورش هستند. آنها هرچه می خواهند بگویند و بنویسند. تا زمانی که هیولایی به نام کنکور در حدفاصل مدرسه و دانشگاه ایستاده است، آموزش و پرورش ما صرفاً دستگاهی است در خدمت کنکور و تابع ضرورت ها و لوازم آن.

 


سوالات و نظرات خود را با ما درمیان بگذارید
 
نام *
 
ایمیل *
 
پیام شما *
سوال امنیتی جمع اعداد 6 و 4
 
   

سوالات کاربران
printerنسخه قابل چاپ
انتخاب رشته حضوری

نرخ مشاوره %30 ارزانتر از بقیه