تماس از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ شب

تماس با تلفن ثابت از تمام کشور 9099071613

banner

صدای مشاور تحصیلی

مشاوره تحصیلی تلفنی

مشاوره تحصیلی تلفنی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی
سامانه صدای مشاور تحصیلی

شکست پُلي است براي پيروزي


تاریخ :    ۱۳۹۲/۴/۱     بازدید :    ۹۲۸
 
 
شيرين‌ترين پيروزي آني است که دشوارتر بوده باشد. آن پيروزي که عميقاً به آن دست يابيد و به خاطرش با هر آنچه که داريد بجنگيد و بخواهيد همه چيز را تا لحظه نزديک شدن به موفقيت در ميدان نبرد رها کنيد.

جامعه به شکست پاداش نمي‌دهد و شکست‌هاي زيادي را هم پيدا نمي‌کنيم که در کتاب‌هاي تاريخي ثبت شده باشند. استثناها آن شکست‌هايي هستند که پُلي براي موفقيت‌هاي آتي شده باشند. داستان توماس اديسون هم يکي از آنهاست که يکي از مهمترين کشفيات او اختراع لامپ برق بوده است که قبل از رسيدن به نمونه موفق، ۱۰۰۰ مرتبه امتحان کرد. يک گزارشگر از اديسون مي‌پرسد، «۱۰۰۰ مرتبه شکست خوردن چه حسي دارد؟» و اديسون اينطور پاسخ مي‌دهد، «من ۱۰۰۰ بار شکست نخوردم، لامپ برق اختراعي بود که ۱۰۰۰ مرحله داشت

خيلي از ما برخلاف اديسون از شکست خوردن دوري مي‌کنيم. درواقع، آنقدر درگير اين هستيم که مبادا شکست بخوريم که ديگر هدفمان پيروز شدن نيست. وقتي قدم‌هاي اشتباه برمي‌داريم، تفسيرشان مي‌کنيم، به انتخاب خودمان آنهايي که به نظرمان اشتباه بوده را در زندگي‌مان اصلاح مي‌کنيم.
براي خيلي‌ها شکست يک کمبود به شمار مي‌رود. اين طرز تفکر مثل خيلي چيزهاي ديگري که درمورد آنها اشتباه فکر مي‌کنيم، نادرست است. اشتباه کردن نه تنها يک حقارت فکري نيست بلکه ظرفيت اشتباه کردن براي شناخت انسان الزامي است.

بهترين معلم زندگي

وقتي نگاه دقيق‌ترين به بزرگ‌ترين متفکران تاريخ مي‌اندازيم، مي‌بينيم که ميل به شکست خوردن اصلاً فکر جديد يا غيرعادي نيست. از علايق آگوستين، داروين و فرويد تا اسطوره‌هاي ورزشي و تجاري امروز، شکست ابزاري قدرتمند براي رسيدن به موفقيت است.

شکستها بزرگ‌ترين معلمين زندگي هستند اما متاسفانه بيشتر افراد و مخصوصاً فرهنگ‌هاي محافظه‌کار تمايلي براي تجربه آن ندارند. درعوض آنها انتخاب مي‌کنند که محافظه‌کارانه‌تر عمل کرده و هر بار همان انتخاب‌هاي مطمئن‌تر را دوباره و دوباره تکرار مي‌کنند. آنها با اين باور رفتار مي‌کنند که اگر موجي ايجاد نکنند هيچ توجهي را به خودشان جلب نمي‌کنند؛ هيچکس بخاطر شکست خوردنشان سر آنها داد نمي‌زند چون هيچوقت بيشترين تلاششان را براي کاري که ممکن است شکست بخورد (يا موفق شود) به کار نمي‌گيرند.

اما در اقتصاد دنياي امروز، بعضي سرمايه‌داران و کارآفرينان ديگر ترسي از شکست ندارند و به استقبال آن مي‌روند. براساس يک مقاله جديد، شرکت‌هاي بسياري گزارش موفقيت‌ها و شکست‌هاي کارکنان را ارزيابي مي‌کنند زيرا اعتقاد دارند آنهايي که دچار شکست مي‌شوند، از جنگ جان سالم به در برده و الان تجربه‌اي باارزش با خود دارند.

مکتب فکري غالب در شرکت‌هاي در حال توسعه اين است که موفقيت بزرگ به ريسک بزرگ وابسته است و شکست مطمئناً يک محصول ناشي از آن است. مجريان چنين سازمان‌هايي براي اشتباهاتشان به سوگ نمي‌نشينند بلکه از آن براي موفقيت‌هاي آينده استفاده مي‌کنند.
سريع‌ترين راه به سمت موفقيت نداشتن ترس دربرابر شکست است. رهبران و مديران براي اينکه کارشان را درست انجام دهند، موفق شوند و شرکت‌هايشان را در عرصه رقابت نگه دارند، مي‌بايست هر روز محدوده خود را بزرگتر کنند. آنها بايد ايده‌ها، برنامه‌ها، سخنراني‌ها، توصيه‌ ها، تکنولوژي، محصولات، رهبري، صورتحساب‌هاي خطرساز و ريسکي ارائه دهند.  و همه اينها را بايد بدون هيچ ترسي عرضه کنند--بدون ترس از شکست، طرد شدن يا تنبيه.

دست يافتن به توانايي‌ها

اين مسئله براي خواسته‌هاي شخصي نيز صدق مي‌کند، چه غلبه بر يک چالش يا مشکل خاص باشد يا رسيدن به نهايت توانايي‌هاي خود در همه جنبه‌هاي زندگي. براي اينکه بهترين خودتان باشيد و غيرممکن‌ها را ممکن سازيد، نبايد از ترس بترسيد، بايد بزرگ فکر کنيد و خودتان را به جلو سوق دهيد.
وقتي با اين طرز فکر درمورد ديگران فکر کنيم، پيشگامان، مخترعين و مکتشفين را در ذهنتان تجسم کنيد: آنها شکست را به عنوان قدمي براي رسيدن به موفقيت در آغوش مي‌کشند.

اما لازم نيست روي بند راه برويد، قله اورست را فتح کنيد يا براي رسيدن به اين طرز فکر نابينا را شفا دهيد. وقتي پاداش موفقيتي بزرگ باشد، استقبال کردن از شکست احتمالي رمز وارد شدن به چالش‌هاي مختلف است، چه با شروع يک کار جديد بخواهيد زندگي‌تان را از نو بسازيد يا اينکه براي داشتن رابطه‌اي عميق‌تر به خودتان اجازه اعتماد کردن به فردي ديگر را بدهيد.

براي رسيدن به هر هدف باارزش، بايد ريسک کنيد. توصيه‌اي که در برخورد با ريسک‌ها ارائه مي‌شود ساده و سرراست است: بايد تصميم بگيريد اين هدف ارزش آن ريسک را دارد يا نه. اگر دارد، ديگر نبايد نگران باشيد.

البته ريسک‌هايتان بايد حساب‌شده باشد؛ نبايد چشم‌بسته دل به دريا بزنيد و اميد بهترين نتيجه را داشته باشيد. رسيدن به هدف يا دست‌کم به کار گرفتن همه تلاشتان نيازمند آماده‌سازي، تمرين و دانستن مهارت‌ها و داشتن توانايي‌هاي لازم است.

به دست آوردن طرز فکر بي‌باکانه

يکي از بزرگترين رازهاي موفقيت عمل کردن در منطقه توانايي‌هايتان اما بيرون از منطقه امن‌تان است. بااينکه ممکن است با شکستي بزرگ روبه‌رو شويد، اما امکان پيروزي بزرگ هم برايتان وجود دارد--و به همين دليل است که ريسک و شجاعت بزرگ پيش‌زمينه آن است. در هر دو حال، درمورد توانايي‌ها، استعدادها و راهکارهايتان بهتر فهميده و براي چالش بعدي خودتان را قوي‌تر خواهيد کرد.

اگر به نظرتان خطرناک مي‌آيد، بايد بگوييم بله، ممکن است اينطور باشد. اما راه‌هايي براي راحت‌تر به دست آوردن اين طرزفکر بي‌باکانه وجود دارد. اولين آن اين است که آگاهانه رويکردي مثبت داشته باشيد تا با هر چه هم که روبه‌رو شديد، بتوانيد درس‌هاي آن تجربه را گرفته و به جلو رفتن پيش رويد.

اين حقيقت دارد که همه ذاتاً مثبت‌انديش نيستند اما مي‌توانند در هر مقطعي از زندگي تصميم به تغيير رويکرد خود بگيرند. خواندن درمورد شکست‌هاي ديگران و واکنش‌هاي متعاقب افراد موفق به آن و تکرار اين داستان‌هاي تاريخي براي ديگران در اين راه بسيار مفيد است. 
 

سوالات و نظرات خود را با ما درمیان بگذارید
 
نام *
 
ایمیل *
 
پیام شما *
سوال امنیتی جمع اعداد 4 و 2
 
   

سوالات کاربران
printerنسخه قابل چاپ
انتخاب رشته حضوری

نرخ مشاوره %30 ارزانتر از بقیه